آرسانآرسان، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 28 روز سن داره

خاطرات آرسان

چی بگممممممممممممممممم؟؟؟؟؟؟

1392/6/22 18:33
نویسنده : مامان سونی
219 بازدید
اشتراک گذاری

سلام آرسان ام خیلی وقته که چیزی واست نذاشتممتفکرماشاالله شیطون بلا شدی عزیز دلم کم خواب به زور میرسم غذا واسه بابایی وخودم بپزم نمیزاری که باید یکی پیشت  باشه وگرنه گریه میکنی عزیز دلم شیرنکاری ات بیشتر شده خانواده من و بابا جلال رو میشناسی و خود شیرینی در میاری الان از 20 شهریور بی کمک یه کم میشینی غذا تو شروع کردم 3 هفته میشه کلی از فرنی و کاستر لذت میبری با نمک من وقتی باهات بازی میکنن با صدای بلند میخندی تو اون لحظه میخوام بخورمت .ماچوابستگی خاصی به بابایی پیدا کردی تا میری بغلش انگشتاشو میگیری خوابت میگیرهزبانخمیازهانگار بابایی قرص خوابه. گیر دادی به بینی و گوشاش ول کن ام نیستی بیچاره بابات چیزی نمیگه از گل نازکتر بهت نمیگه بعضی وقتا حسودی میکنم بهتون امیدوارم پدر و پسر همیشه اینجوری باشیدقلب8روزی نبودیم رفتیم مسافرت با بابا جون و مامان جون و دایی علی حالا توپست سفر مینویسم واست گلم از کارای 5 ماهگی به راحتی همه چیو میگیری دستت با اسباب بازی ات اخت شدی مو رو از ماست میکشی بیرون از بس ریز بینی حتی تار مو و نخ ام پیدا میکنی و با انگشت ای کوچوووووووووووولوت میگیریش چند شب بود پشت سر هم گریه میکردی فکر کردیم عروسی از صدای ارکس ترسیدی ولی نه اقای دکتر گفتن داری دندون در میاری امید وارم زیاد اذیت نشی .و وزنت 7/700 بود گفت واسه 5ماهگی ات وزن و قدات عالی هستش و ماشالله بچه سالمی هستی خدا جونم شکرت و گفتن غذا بهت بدم وقطره آهن راستی از خبرای این مدت روزمان پسر خواهر عمو  محسن دوست بابایی به دنیا اومد و سوزین دختر عموی بابایی اونم پاهای کوچولوشو به این دنیآورد.که رفتیم دیدن پسر خاله نگار اونم مثل تو کم وزن بود اینقدر کوووووچولو وبا مزه بود حالا عکس شو میزارم واست.انگشت ای پاتو میزاری تو دهنتت .وای که چقدر دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت داریم رنگ وبوی زندگیمونو عوض کردی.تو روروئک میشنی و میری باهاش راه میری پاهای کوچولوت اینقدر با مزه است که از دیدنش سیر نمیشیم.قهقههخیال باطل

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

مامان مانلی
23 شهریور 92 18:11
ای جونم چقدر ناناز لم داده



مرسسسسسسسسسسسسسسسی خاله چشات نازه
مامان آنیتا
25 شهریور 92 15:02
دقیقا آنیتا هم اینجوری شده میگه منو تنها نذار منم با یه دست بغلش میکنم و یه دستی آشپزی میکنم.دندونات مبارک باشه گل پسری

هنوز در نیومده خاله عین جغجغه شده همش نق نق میکنه
مامان مانلی
1 مهر 92 17:09
ای جونم



مرسیییییییییییییییییییی
مامان بردیا شیطون
4 مهر 92 9:14
ای جونم وروجک .....
ماشالا چه کارایی میکنی ها.....



ممنونننننننننننننننم